درسا جاندرسا جان، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

دُرسا دُردونه مامان و بابا

آتلیه مامان شماره 5

از بعد از آتلیه دوباره جو عکس و آتلیه گرفته من و چند روز یک بار بساط آتلیه راه میندازم و ازت عکس می گیرم هرچند کیفیت عکسهای دوربین به خوبی قبل نیست و شماهم طبق معمول اصلا باهام همکاری نمی کنی اما بازم عکسهای قشنگ و نازی توشون هست که میشه حتی چاپشونم کرد البته باید یه مقداری روشون کار کنم برای چاپ  عکسهای آتلیه ات تا یک هفته دیگه به دستمون میرسه و ایشالا که خوب میشن تو دکورهای آتلیه سها یکی بود که چمدون قدیمی بودش و کلی لباس و کفش و گردنبندهای نی نی دور و برش ریخته شده بود که من وقتی تو آتلیه با سایز بزرگ دیدم خیلی خوشم اومد و متاسفانه لباس و کفش هات پیشمون نبود از اونجایی که مسیر آتلیه خیلی دور بود و احتمالا به این زودی...
10 تير 1393

پروژه آتلیه

پروژه آتلیه از یک ماه پیش شروع شد و وقتی میگم پروژه یعنی واقعا برای خودش پروژه ای بود یک ماه پیش که رفته بودیم خرید برات دو دست لباس خوشگل خریدم که خیلی بهت میومد و تصمیم گرفتم ببرمت آتلیه  ناز گلکم از اونجایی که من خودم کار با فتوشاپ را بلدم و حتی بهتر از آتلیه های معمولی می تونم رو عکس کار کنم ،کار هر آتلیه ای نظرم را جلب نمی کنه و به نظرم خیلی معمولی و پیش پا افتاده میاد  سری قبل هم که هرچی گشتم آتلیه خوب نزدیکمون پیدا نکردم و آتلیه های نزدیکمونم همه کاراشون را با پک های آماده بازار انجام میدادن و روتوششونم اصلا خوب نبود و قیمت هاشونم الکی گرون بودش و اسم خودشونم گذاشته بودن آتلیه کودک خلاصه رفتم پیش یکی که یکسال از ...
9 تير 1393

19 ماهگیت مبارک عروسک

سلام نازدونه اول از نی نی وبلاگ تشکر کنم که با اعتماد به ذخیره خودکارش هرچی نوشته بودم پرید و باید از اول تایپ کنم خوشگلم یک ماه دیگه از روزهای خوب با تو بودن گذشت و تو 19 ماهه شدی عشقم  ماهگیت مبارک چی بگم و از کجا شروع کنم؟!!! انقدر شیرین و نمکی و خوردنی شدی که نمیدونم باید چطوری در قالب کلمات برات بنویسمشون این ماه به خاطر آتلیه آب بازی نکردیم و اصلا تو حیاط نرفتیم تاخدایی نکرده مریض نشی و کارها خوب پیش بره و بیشتر وقتمون را تو خونه بودیم و باهمدیگه نقاشی می کشیدیم و کارتون تماشا می کردیم ،توپ بازی می کردیم،دنبال بازی،هوهو چی چی و کلی بازیهای دیگه   اینجا پاهای کوچولوت را به پای مامان چسبوندی ...
3 تير 1393

قالب جدید

عزیزم خیلی وقت بود میخواستم برات قالب بسازم اما عکسهای مناسب قالب نداشتیم آخرم انقدر از قالب قبلی خسته شده بودم که تصمیم گرفتم عکسهای اولین آتلیه ات که مال 11 ماهگیت بود را بگذارم تا بریم آتلیه و عکسهای جدید را تحویل بگیریم و یه قالب خوشگل با عکسهای جدید نانازی داشته باشیم. ...
18 خرداد 1393

آب بازی

سلام عشق کوچولوی من هفته پیش که خیلی هوا گرم بودش استخرت را باد کردم و من و شما و توپهات رفتیم تو حیاط شما کلی ذوق کرده بودی و منم لحظه لحظه بازی کردنت را با دوربینم ثبت کردم تاشما بیدار نشدی بریم سراغ عکسها خوش میگذره عشق مامان عشق منی وسط اینهمه رنگ می درخشی داری با پاهات توپها رو میندازی بیرون واااااای آبها را نگا یه عکسم از این زاویه داری صورتت را میشوری   خوابیدی توی آب فدای خنده هات   وقت خوابیدن سرت را میزدی به دیوار حلقه ات را گذاشتم پشتت تا سرت درد نگیره عشقم اینم یه مدل خوابیدن تو آب   ...
17 خرداد 1393

واکسن 18 ماهگی

ناز دونه مامان سلام شنبه هفته قبل با بابایی رفتیم مرکز بهداشت تا واکسنت را بزنیم اونجا خیلی شلوغ بود و مجبور شدیم کلی منتظر بمونیم تا نوبتمون بشه من کلی استرس داشتم و وقتی شما تو بغل بابایی بودی برات آیت الکرسی می خوندم که زیاد دردت نیاد و عوارض بعدشم شدید نباشه بالاخره نوبتمون شد خانوم پرستار گفت بخوابونمت روی تخت و من گفتم هروقت واکسنش آماده شد می خوابونم آخه قبلش می ترسه و اونم چیزی نگفت و مشغول کارش شد بعد شما راخوابوندیم بابایی پات را گرفت و من مراقب بودم تا بلند نشی که یهو خانوم پرستار گفت واااااای دستش و دیدم دستت را بردی نزدیک سوزن الهی مامان بمیره برات بعد که واکسنت را زد گریه کردی و بلندت کردم و یکی هم به دستت زد و ...
17 خرداد 1393

جشن تولد 18ماهگی

سلام عشق من صبح روز تولد 18 ماهگیت باهمدیگه رفتیم بیرون ،اولش میخواستم برات یه اسباب بازی بگیرم اما بعدش تصمیم گرفتم کیک بگیرم تا این روز قشنگ را جشن بگیریم باهمدیگه رفتیم شیرینی فروشی نزدیک خونه و کیک گرفتیم ،بماند که با کالسکه و شما با چه بدبختی کیک را سالم به خونه رسوندیم بعدش شمع ها را گذاشتم روی کیک و برات روشنشون کردم و شما خیلی ذوق کرده بودی عزیز دلم اینجا هم تنهایی شمعت را فوت کردی عشقم اینجا هم رفتی روی مبل نشستی و من میز را کشیدم جلوت تا عکس بگیرم درحال فوت کردن شمع  جیگر طلای مامان درحال تماشای تلویزیون تولدت مبارک لباسهات را دراوردم که فعلا کیک را برداریم ت...
6 خرداد 1393