7 ماهگی
سلام نانازی
هفت ماهگیت مبارک
تو اولین روز از هفت ماهگیت بدون کمک دستت نشستی
امروز با بابایی رفتیم و کیک خریدیم ....
انقدر شما اذیت کردی که نشد چند تا عکس درست و حسابی بندازیم...
بعدشم انقدر گریه کردی تا خوابت برد..
الانم دارم از فرصت استفاده می کنم تا عکسهای تولد هفت ماهگیت را بذارم...

این کیک هفت ماهگیته البته بعد از اینکه دستت را زدی توی کیک

بعد از پوشیدن این لباس انقدر ناااااز شده بودی که دلم میخواست درسته قورتت بدم

دستبندت را درآوردی 

بعداز درآوردن دستبند میخوای بخوریش و کلی ذوق کردی

بازم میخوای درش بیاری

داری با بند شلوارکت بازی می کنی

انقدر عکس انداختیم تا این یکی خوب شد

دارم شکلک درمیارم شاید بتونیم چند تا عکس بندازیم

خانومی خیلی خوشگل شدیا

فسقلی میخوای کیک را بگیری

اینجا گیر دادی به گردنبندت هی می کشی و ولش می کنی 

انقدر برای گرفتن کیک تلاش می کردی که نمیشد ازت عکس بگیریم

مامانی خسته شدم چقدر عکس می گیری

اینجا موفق شدی دستت را بزنی توی کیک

اینم دستت که خامه ای شده

گذاشتمت توی تختت چند تا عکس با لباس خوشتلت بندازم

فدای اون انشگتای خوشگلت بشم که انقدر انگشتر بهشون میاد

فدای اون موهات بشم که به زور چند تا شویدش را پیچیدم و گلسر زدم

و یه خنده قشنگ و پایان این پست


7 ماهگی
