آتلیه مامان شماره3
سلام .. چند روزی میشه که از مامان جدا نمیشم... اگه دست من بود که وقت خوابم تنهاش نمیذاشتم ولی متاسفانه تا من خوابم می بره مامان میره تا به کارهاش برسه ... هربارم بیدار میشم باز جیغ میکشم و گریه می کنم.. اما بازم مامان تهنام میذاره همچنان همه فکر می کنن که همه این بهانه ها به خاطر دندونه!!! مامانم هرروز لثه هام را نگاه می کنه اما هنوز اثری ازشون نیست درباره کامنتی که تو پست قبل دیدین باید بگیم که ببخشید ناراحتتون کردیم... امروز بهتریم مخصوصا بعد از خوندن جواب مامان پاتمه یکی از بهترین دوستای مجازی مامان ایشون هستن و مامان به شدت عاشق خودشون و بچه های نانازشون هستش و شاید یکم از ناراحتی دیروزش به خاطر این بود که م...


